كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

191

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

او در حقيقت با جدا شدن از بدن خود به سرزمين‌هائى نفوذ كرده است كه ديگران نمىتوانند به آن وارد شوند ، و آنگاه از سرزمين تصورات و قدرت محض الهى براى ما اخبارى افسانه‌اى به ارمغان مىآورد . معراج محمد ( ص ) در حقيقت به او فهماند كه ارزش او بيش از يك آگاه‌كننده عادى است ، ولى با اين همه او هنوز به دنبال يك حامى زمينى بود . « 1 » در زمان حج هنگامى كه زائران در صحراى منا چادر مىزدند ، او چادر به چادر به دعوت افراد پرداخت . به اين ترتيب بود كه او با شش عرب بت‌پرست ، از اهالى يثرب ، در حج سال 620 ( ميلادى ) ملاقات كرد . آنها در درّه عقبه نزديك مكه چادر زده بودند . محمد ( ص ) با آنها نشست ، ابتدا دعوت خود را مطرح كرد و سپس قرآن قرائت نمود . اين بار به عوض بدرفتارى و خشونت ، آنان را بسيار هيجان‌زده يافت . در پايان ، آنها نگاهى به يكديگر انداخته و گفتند : « اين بايد همان پيامبرى باشد كه يهوديان يثرب وعده ظهور او را مىدادند . » ساليان دراز اين يهوديان همسايگان عرب خود را از ظهور پيامبرى كه باعث نابودى آنها ، مانند قوم عاد و ثمود ، خواهد شد ترسانده بودند . اگر اين همان پيامبر بود ، پس بايد مواظب باشند تا يهوديان به او دسترسى پيدا نكنند . ضمنا او توانائى حل مشكلات غيرقابل حلّ يثرب را مىتوانست داشته باشد . در اين زمان يثرب هنوز به شهر تبديل نشده بود . جلگه‌اى كشاورزى در حدود چهل كيلومتر مربع بود كه با كوه‌هاى آتش‌فشانى محاصره شده بود . كوه‌هائى كه هيچگونه قابليت كشاورزى بر روى آنها نبود . آنجا منطقه‌اى تجارى نبود ، بلكه جايگاه كشاورزانى بود كه در گروه‌هاى مختلف قبيله‌اى در آن اقامت گزيده بودند و با سختى و مشقت در دهكده‌هاى كوچك يا مزارع خود زندگى مىكردند و از شدت فقر به پوستى بر استخوان مىماندند . اين منطقه در ابتدا توسط ساكنين يهودى آن احياء شده بود . ما نمىدانيم كه اين يهوديان از كجا آمده بودند . آنها احتمالا از يهوديان روم شرقى بودند كه بعد از اغتشاشات سال 135 ميلادى به اين نقطه مهاجرت كردند يا از اعرابى بودند كه به مذهب يهود گرويده بودند . احتمال سوم اين است كه گروهى از اعراب متفرقه با گروهى عبرى آميخته و به دين آنها درآمده

--> ( 1 ) - چنان كه در صفحات قبل متذكر شديم پيامبر به دنبال افرادى بود كه پيام او را استماع نموده و دين او را قبول كنند و نه اينكه حامى باشند .